محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6007

تاريخ الطبرى ( فارسي )

هزار دينار شد . متوكل او را به روز چهارشنبه هفت روز رفته از صفر بداشته بود . وفاتش به روز پنجشنبه بود يازده روز مانده از ماه ربيع الاول . در اين سال متوكل بر عمر بن فرج خشم آورد و اين به ماه رمضان بود ، وى را به اسحاق بن ابراهيم دادند كه به نزد وى بداشته شد . دربارهء گرفتن املاك و اموالش نامه نوشتند . نجاح بن سلمه به منزل وى شد و در آنجا بجز پانزده هزار درم نيافت . مسرور سيمانه برفت و كنيزكان وى را بگرفت و عمر را بند سى رطلى نهاد و نصر وابسته او را از بغداد احضار كرد كه سى هزار دينار بياورد . نصر از مال خويش نيز چهارده هزار دينار بياورد . در اهواز چهل هزار دينار از آن وى به دست آمد ، صد هزار دينار و پنجاه هزار دينار نيز از محمد بن فرج برادر وى . از خانه عمر شانزده شتر فرش درآوردند و معادل چهل هزار دينار جواهر . از اثاث و فرش وى پنجاه شتر بار كردند ، كه چند مكرر شد . جبه اى پشمين به تن وى كردند و بندش نهادند . يك هفته بدين گونه ببود ، آنگاه رها شد . قصرش را بگرفتند ، اهل خانه اش را نيز دستگير كردند كه يكصد كنيز بودند و آنها را بكاويدند آنگاه با وى توافق كردند برده هزار هزار درم به شرط آنكه فقط املاكى را كه در اهواز از او گرفته بودند بازش دهند . پس جبهء پشمين و بند را از او برگرفتند و اين به ماه شوال بود . على بن جهم خطاب به نجاح بن سلمه و ترغيب وى بر ضد عمر بن فرج شعرى گفت به اين مضمون : « نجاح جوانمرد دبيران را پيامى بگوى « كه باد برفت و آمد ، آن ، را برساند : « مال از دستان عمر آسان برون نمىشود ، « مگر آنكه شمشير از دو سوى پيشانيش فرو كنى . « مردان رخجى به وعدهء خويش وفا نمىكنند ،